تبليغاتX
یا علی گفتیم و عشق اغاز شد.....
وقتی باشم عاشق تو غیر دل چیزی ندارم که بدونم لایق تو
سلام
خوبين دوستاي گلم؟
كم لطفي ميكنين شايد وب من ارزش نظر نداشته باشه اما با نظراتون دل خواهرتونو گرم كنين....
اومدم تولد چند تا عزيز و بهشون تبريك بگم...
13 تير:تولد دوست عزيزم مهديه كه خيلي دوسش دارم و اميدوارم به تموم ارزوهاي قشنگش برسه و هزاران سال زندگي خوب و خوشي رو داشته باشه..همديه خيلي دوست دارم...


14 تير:تولد پسر خواهر كوچولوي نانازم كه واقعا عاشقونه دوسش دارم اونقدر كه قابل توصيف نيست عليرضا جونم خاله قربونت بشه تولد يك سالگيت مبارك...
يادش به خير چقدر انتظار اومدنت و داشتيم و تو اومدي و دل همه ما از اومدنت شاد شاد شد يك سال هم با تموم سختياش گذشت و تو پا به يك سالگي پا گذاشتي..
اميدوارم ساليانه سال باشي و زندگي كني و از زندگيت لذت ببري و به تموم انچه كه ميخواي برسي عزيزم....

 

 

15 تير........
نميدونم ادم كه بخواد تولد عزيزترينش و تبريك بگه بايد چطوري و از چه كلماتي استفاده كنه....
اول خيلي ساده ميگم عزيزترينم روز تولد تو خدا بهترين چيزي كه ميتونه يه نفر داشته باشه به من داد شايد تو نتوني واسه هميشه ماله من باشي اما تا اخر عمر و تا زماني كه نفس بكشم فراموشت نميكنم حتي براي يه لحظه...
عزيزكم تو بودي كه معناي عشق و محبت و به من چشوندي و چه خوب اين كار و كردي طوري كه دلم حتي نميخواد غير تو رو نگاه كنم چه برسه بخوام علاقه يكي غير تو رو ....
روز تولد تو ميلاد عشق پاكه
براي شكر اين روز پيشونيم به خاكه...

 


 

ببين طلوع چشمات به دنيا چه قشنگه
نگاه شيطونه تو صميميو يه رنگه..


تولد تو اغازيست براي يه دنيا مهرباني
تولد همه خوبيهاست
تولد تموم زيباييهاي زندگي : امروز روز توست....
امروز براي تو زيباترين گلها رو خواهم اورد....
فرشته مهربون تولدت مبارك...


 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 10:58 بعد از ظهر
  به قلم: زهرا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
سلام.....

انقدر درگیر این امتحانای لعنتی بودم که فرصت نکردم حتی روز مادر و به مادر گلم تبریک بگم....

و حالا مادرم برگ گلم با اینکه بعضی مواقع به دادم نرسیدی ....بیخیال.....مادرم خیلی دوست دارم

ایشالا هزار ساله باشی و من و دعا کنی....

دوستت دارم مادرم....

حالم بده.........

هیشکی نمیفهمه چه حالی دارم چه دنیای رو به زوالی دارم.....

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 0:40 قبل از ظهر
  به قلم: زهرا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
سلام

شهادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا دخت نبی همسر علی را به تموم مسلمانان و دوستای گلم تسلیت میگویم...امیدوارم با ادامه راه این حضرت روحش را شادتر ازانچه هست بکنیمممم....

یا زهرا دل علی این روزها بیش از قبل میگیرد دیگر سنگ صبوری مثل تو نیست و سنگ صبور علی چاه.....................

يافاطمه سلام الله علیها! برما بشارت باد :

که بواسطه ولايت تو تطهير مي شويم.

لعن الله قاتلیک یا فاطمه الزهراء سلام الله علیها

هر کس این پست رو میخونه لطف کنه و ۱۴ صلوات به روح زهرای اطهر بفرستد باشد که درهای رحمتش بیش از این بر روی ما باز شود....

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 2:57 بعد از ظهر
  به قلم: زهرا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 هواي خانه چه دلگير مي شود گاهي
از اين زمانه دلم سير مي شود گاهي
عقاب تيز پر دشتهاي استغنا
اسير پنجهء تقدير مي شود گاهي
صداي زمزمهء عاشقانه آزادي
فغان و نالهء شبگير مي شود گاهي
نگاهِ مردم بيگانه در دل غربت
به چَشمِ خستهء من تير مي شود گاهي
مبر ز موي سپيدم گمان به عمر دراز
جوان ز حادثه اي پير مي شود گاهي
بگو اگر چه به جايي نمي رسد فرياد
کلام حق دمِ شمشير مي شود گاهي
بگير دست مرا آشناي درد بگير
مگو چنين و چنان، دير مي شود گاهي
به سوي خويش مرا مي کشد چه خون و چه خاک
محبّت است که زنجير مي شود گاهي

صداکن مرا

صدای توخوب است

صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است

که در انتهای صمیمیت حزن میروید

درابعاد این عصر خاموش

من که از طعم تصنیف در متن ادراک یک کوچه تنهاترم

بیاکه برایت بگویم

چه اندازه تنهایی من بزرگ است

وتنهایی من شبیخون حجم تورا پیش بینی نمیکرد

وخاصیت عشق این است.................

دوستت دارممممممممممممممممممممممممممممممممممم

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 11:59 بعد از ظهر
  به قلم: زهرا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
انقدر حالم بده که بنده خدا قابل به درکش نیست

۳روز از تولدم میگذره چقدر مسخره پا به بیست سالگی گذاشتم خیلیا بهم تبریک گفتن اصلا تبریک اونا برام مهم نبود تو هم تبریک گفتی با یه اس ام اس....................

میخوام نباشم امیدوارم اخرین ساله زندگیم باشه امیدوارم............

خستهام کاش بفهمی چه حالی دارم

من فراموشت نمیکنم عزیز به سادگی............

دوستای خوبم دعام کنین طاقت بیارم

لحظه ی بودن و موندنم  دیگه سر اومدم

 

بهاره ولی دلم پاییزی مونده میدونی صدا ی خش خش برگا نیست صدای قلبه منه که هر روز داره میشکنه و صداش در نمیاد...بسمه...خسته ام...خدا خدا خدا

 

به امید مرگگگگگگگ میخوابم!!!!!!!!باور کن

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 0:37 قبل از ظهر
  به قلم: زهرا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
مرا اینگونه باور کن کمی تنها کمی خسته کمی از یادها رفته
خدا هم تر ک ما کرده خدا دیگر کجا رفته؟
نمیدانممرا  ایا گناهیست
که شاید هم به جرم ان غریبی و جدایی هست؟!!!!
مرا اینگونه باور کن.............

مامانم تولدت مبارک!!!!!
ببخشم مامان انقدر حوصله ندارم که حتی تولد عزیزترین موجود روی زمینم یادم رفته....

دوست دارم تا دنیا ئنیاست

ممنون از همه زحمتایی که برام کشیدی و میکشی...

میبوسمت مادرم

happy birthday

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 11:50 بعد از ظهر
  به قلم: زهرا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
منه بی دل به چه جرمی از تو هی شکنجه میشم

من که با تموم زجرت ساکتم مثل همیشهام...........

داری ازارم میدی ولی هیچیت نمیگم اخه ازارتم خوبه!!!!!

ولی دیگه هیچی برام نمونده غرورم بر باد رفت و تو نفهمیدی چقدر مقایسه بشم

مهم نیست ما که قررا نیست ماله هم باشیم از الان رفتنت داره ازارم میده

تو بگو من چه کنم به قول خودم سخته ولی ممکنه!!!!!!!!!!

دارم از دوریت میمرم تا کنار من نسوزی

از دلم نمیری عمرا

نفسهامی که هنوزی!!!!

بعد از تو با حسم چه کنم خودت که عاشق بودی میدونی چقدر سخته ولی من مهم نیستم تو باش

سالم و سلامت بقیه اش با من!!!

 

با تو چه زندگیایی که تو رویاهام نداشتم!

تک و تنها بودم اما تورو تنها نمیذاشتم

باید واسه همه سنگ صبور باشم دلداری بدم دریغ از یه سنگ صبور!

خدا به دادم برس....

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 11:53 بعد از ظهر
  به قلم: زهرا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
سلامممم

دارم میمیرممم

دیگه طاقت ندارم

خدایا چه کنم؟

من تورو عاشق میکنم حتی به زوررر

کجای این جنگل شب پنهون میشی خورشیدکم

پشت کدوم سد سکوت پر میکشی چکاوکم

چرا به من شک میکنی منکه منم برای تو

لبریزم از عشق تو و سرشارم از هوای تو

دست کدوم غزل بدم نبض دل عاشقم و

پشت کدوم بهانه باز پنهون کنم هق هقمو

  گریه نمیکنم نرو!

 آه نمیکشم بشین

 حرف نمیزنم بمون

 بغض نمیکنم ببین!

سفر نکن خورشیدکم ،ترک نکن منو نرو

نبودنت مرگ منه راهی این سفر نشو

نذار که عشق من و تو اینجا به آخر برسه

بری تو و مرگ من از رفتن تو سر برسه!

گریه نمیکنم نرو!

 آه نمیکشم بشین

 حرف نمیزنم بمون

 بغض نمیکنم ببین!

نوازشم کن و ببین عشق میریزه از صدام

صدام کن و ببین که باز غنچه میدن ترانه هام

اگرچه من به چشم تو کمم قدیمیم گمم

آتش فشان عشقم و دریای پر تلاطمم!!

گریه نمیکنم نرو!

 آه نمیکشم بشین

 حرف نمیزنم بمون

 بغض نمیکنم ببین!

 

 با قلب پاکت از  بخواه خدا منو صبرم بده  هنوز نرفتی از پیشم دوریت داره زجرم میده

 

کی میخواد فردا تورو ازم بگیره  کاش خونش ویرونه شه اتیش بگیره...........

دوست دارممممممممممممممم

بمیرم واسه بغضه تو فکر منو نکن بروووووووووو

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 11:48 بعد از ظهر
  به قلم: زهرا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
سلام  به همه دوستای گلم......

ممنون که اومدین و سر زدین ببخشید که دیر اپ میکنم اخه یه کم درگیرم بگذدیم....امیدوارم که همه خوب باشین.سال جدید و پیشاپیش به همه عزیزا و دوستام تبریک میگم...امیدوارم هر کی هر ارزویی داره بهش برسه...انشالله...و یه تبریک به عمرم و عزیزم امیدوارم به تمومه ارزوهات برسی و سالم و سلامت باشی چون میدونی زندهام به خوبی تو....

دوست دارم عزیزم....

دوستای گل ازتون خواهش میکنم موقه تحویل سال یاد منم باشین منم قول میدم به یاد همتون باشم.........

بی بهونه عاشقتم....

دوست دارم.....

 

سر سال نو هرمز فروردين        بر آسوده از رنج روي زمين

بزرگان به شادي بياراستند        مي و جام و رامشگران خواستند

چنين جشن فرخ از آن روزگار      بما ماند از آن خسروان يادگار

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 11:30 بعد از ظهر
  به قلم: زهرا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری

رفیق من سنگ صبور غم ها به دیدنم بیا که خیلی تنهام!

هیچ کی نمیفهمه چه حالی دارم !چه دنیای رو به زوالی دارم!!

 

سلام...فقط ميخوام براي تو بنويسيم ...اره تو شايد يه روزي اينجا رو يخوني مثل دفترم كه شايد كه روز بخوني...اون دفترام همه داستانه زندگي منه...چون لحظه لحظه زندگيم و نوشتم...اينجا بعضي وقتا كه دارم منفجر ميشم مينويسم...
گناهه من چيه؟يكي پيدا بشه به من بگه...همه از من طلب دارن...خدا خسته ام...يكي پيدا بشه به من بدبخت بدهكار باشه...حالم از خودم به هم ميخوره...همه خوبن فقط زشتي اين دنيا منم اگه با رفتنم همه چي درست ميشه حرفي ندارم...تو چرا؟تو كه من و بهتر از مادرم ميشناسي...چرا رنجم ميدي...ميدونم تو هم كوه غمي منم اذيت ميكنم...ولي بسمه...ديگه طاقت ندارم از همه طرف بكشم و يه اخم كه بخوام بگم با بد و بيراه ملت روبه رو ميشم...اي خدا خودت ميدوني و بس...تو ميدوني من طاقت ندارم كسي به اون تو بگه ...چه برسه خودم كه بخوام اونو اذيت كنم...خدا!!!اون روزا بيشتر هوامو داشتي...خستهام....تنهام...تنهام...تنها...
حتي تو هم وقتي كه همه من و كنار ميزنن نيستي نيستي تا يه كم ارومم كني بلكه تو هم به تنهايم اضافه ميكني...
باشه همه اين درد و رنجا رو به جون و دل ميخرم باور كن به جون خودت كه بي تو از نفس هم سير ميشم همرو تحمل ميكنم فقط يه قول بده:تو باش سالم و سلامت تا خيالم از عمرم راحت باشه اگه چيز زيادي ازت ميخوام بگو.....
ديگه طاقت ندارم من دارم سزاي كدوم كاره اشتباهم و ميدم نميكشممم...
خسته ام خدا تو ديگه رو بر نگردون خسته ام
هيچكس من و نفهميد حتي تو...
پس اگه رفتم و مردم غصه نخور گل من چون تا بودم هيچكس قدرم و ندونست حتي خود تو كه ادعاي دوستي داري
خيلي دلم گرفته نميتونمم اندازه اش را توصيف كنم....
خدا خودش برسه به دادم همين وبس!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 11:1 بعد از ظهر
  به قلم: زهرا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
روي هر واژه ی شعر

جاي لب هاي خداست

مي توان عطر ش را

روي هر واژه شنيد

دلم به اندازه بزرگي دلت گرفته دلت اندازه هفت اسمان اندازه تموم خوبيهايي كه سراغ دارم....

بايد منطقي باشم......بي خود نيست دلتنگم نميشوي.........

 

كاش دل من دل تو

مثل ابي بيكران بود

كاش با من روراست باشي

بي بهانه عاشقم....

 

 

 

هر لحظه از نگاه تو با تو عبور ميكنم!!!

از اينكه عاشق توام حس غرور ميكنم!!!

 

 

 

 

 

بي بهانه .......

دوستت دارم......

 

 

 امروز:روز پنجشنبه امدی اذیت کردم گناه کارم پس حق با تو هر وقت دلت خواست ببخشم تا بی نهایت عاشقم عاشث تو و اون چشمات وقتی نگام میکنی ذوب میشم نفسام به شماره میفته...

به من حق بده من هیچی نمیگم ولی خوب گناه من این وسط چی بود گفت میرم ولی نرفت اذیت شدی تو و من بیش از تو مردم تا الانم که خبری نیست هنوزم مرده ام.....به من میگی میخوای گریه کنم میخواستم بزنم تو صورتت ولی چیزی نگفتم از تو شکستم خرد شدم اخه مگه ادم میتونه زندگیشو خرد کنه مگه ادم میتونه ببینه زندگیش اشک بریزه داغونم از همیشه بیشتر....عاشقم از همیشه بیشتر...اغوشتو میخوام از همیشه...................................

رحلت پیامبر اکرم و امام رضا به تموم شما دوستای گل تسلیت باد.....

امیدوارم خودشون شفاعتمون و بکنن.....

ولی فکر نکنم پرونده اعمالم جایه سفیدی نداره اونم خونه تکونی میخواد نه یه چی میخواد که واسه همیشه راحت بشه.......

 

و تو عزیزترین عزیز دنیا تو که نفس فقط برا تو میاد و میره ببخشش فقط همین..

دوستتتتتتتتتتتتتتتت دارممممممممممممم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 11:39 بعد از ظهر
  به قلم: زهرا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
در شب کوچک من افسوس
باد با برگ درختان میعادی دارد
در شب کوچک من دلهره ویرانیست
گوش کن
وزش ظلمت را میشنوی؟
من غریبانه به این خوشبختی می نگرم
من به نومیدی خود معتادم
گوش کن
وزش ظلمت را میشنوی ؟
در شب کنون چیزی می گذرد
ماه سرخست و مشوش
و بر این بام که هر لحظه در او بیم فرو ریختن است
ابرها همچون انبوه عزاداران
لحظه باریدن را گویی منتظرند
لحظه ای
و پس از آن هیچ
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 2:37 بعد از ظهر
  به قلم: زهرا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
آزارم می دهی به عمد..........................

دیگه طاقت ندارم

نه میتونم بگم برو     نه میتونم بگم بمون....

 بدانيد :
خوب بودن (( به خدا )) سهل ترين كار است
و نمي دانم،
كه چرا انسان،
تا اين حد،
با خوبي،
بيگانه است!
و همين درد مرا مي آزارد!

  

روز عشق مبارک عشق من...........

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 11:7 بعد از ظهر
  به قلم: زهرا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
از مرگ نباید هراسید ،

مرگ را باید در آغوش گرفت

با مرگ باید عشق بازی کرد ...

به مرگ باید لبخند زد وقتی لبان سردش ، لبانت را در بر می گیرد !!

 

چند بار امید بستی و دام بر نهادی

تا دستی یاری دهنده ، کلامی مهر آمیز ، نوازشی

یا گوشی شنوا به چنگ آری

چند بار دامت را تهی یافتی ؟

از پا ننشین آماده شو که دیگر بار

و دیگر بار دام باز گستری

                            

 

 

من آموخته ام به خود گوش فرا دهم

و صدایی بشنوم

که با من می گوید:

 این لحظه مرا چه هدیه خواهد داد؟

نیاموخته ام گوش فرا دادن به صدایی

را که با من در سخن است

و بی وقفه می پرسد :

من بدین لحظه چه هدیه خواهم داد ؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 11:1 بعد از ظهر
  به قلم: زهرا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
ای توبه ام شکسته ، از تو كجا گريم ؟
                                                     اي در دلم نشسته ، از تو كجا گريزم ؟

اي نور هر دو ديده بي تو چگونه بينم ؟
                                                       وي گردنم ببسته ، از تو كجا گريزم ؟

اي جان جان مستان ، وي گنج تنگدستان
                                                   از دل نه‌اي گسسته ، از تو كجا گريزم ؟

من چون زمين خشكم ، لطف تو ابر و مشكم 
                                                   اي روي تو خجسته ، از تو كجا گريزم ؟

دل بود از تو جسته ، جان بود از تو رسته 
                                                جان نيز گشت خسته ، از تو كجا گريزم ؟

                                       

 

 

حرفهاي ما هنوز ناتمام

 

              تا نگاه مي کني:

 

                            وقت رفتن است

   

باز هم همان حکايت هميشگي!

 

پيش از آن که با خبر شوي

 

لحظه عزيمت تو ناگزير مي شود

 

آه . . .

 

اي دريغ و حسرت هميشگي!

 

 ناگهان

           چقدر زود

                         دير مي شود

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386ساعت 11:48 بعد از ظهر
  به قلم: زهرا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
سلام حرفی ندارم برا گفتن..........

خدایا کمکم کن.

پروردگار مهربان من ، از دوزخ این بهشت رهایی ام بخش !

در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است و هر زمزمه ای بانگ عزایی

 و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصل گسترده ای !

در هر هراس دم میزنم ، در بی قراری هایم زندگی میکنم ، و بهشت تو برای من بیهوده رنگینی است !

این حوران زیبا و غلامان رعنا همچون مائده های دیگر برای پاسخ نیازی در من اند !

اما خود من بی پاسخ مانده ام ! هیچ کس ، هیچ چیز در اینجا به خود هیچ نیست !

 "بودن من " بی مخاطب مانده است ! من در این بهشت همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهایم !

 " تو قلب بیگانه را میشناسی ,که خود در سرزمین وجود بیگانه بوده ای ؟"

 " کسی را برایم بیافرین تا در او بیارامم ."

دردم درد " بی کسی " است .

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 11:13 بعد از ظهر
  به قلم: زهرا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 هر کسی همنفسم شد دست آخر قفسم شد

من ساده به خیالم که همه کار و کسم شد....

 

پلك كه مي گشايم  نمي بينمت !

 

كبريت مي كشم

 

تا بيابمت

 

چراغ كه روشن مي شود

 

تو نيستي

 

كجايي كه نمي يابمت!؟

 

چشم مي بندم

 

كنار دلم نشسته اي

 

كنار دلم نشسته بودي و

 

نمي دانستم !

 

چشمانم را مي بندم

 

تا هميشه كنارم باشي .

 

 

 

آدمک آخر دنياست بخند             آدمک مرگ همين جاست بخند
دست خطي که تو را عاشق کرد    شوخي کاغذي ماست بخند
آدمک خر نشوي گريه کني !        کل دنيا سراب است بخند
آن خدايي که بزرگش خواندي       به خدا مثل تو تنهاست بخند ..... !

 

 

 

وقت رفتن نميخوام ببينمت ميدونم ببينمت كم ميارم

ميدونم ببينمت كم ميارم اگه يك لحظه فقط نگام كني دلمو پشت سرم جا ميذارم

 

دلمو پشت سرم جا ميذارم

اگه خونسرد نگام به دل نگير

دل تو يه روز ازم خسته ميشه

اگه اسمم و فقط صدا كني

راه رفتن واسه من بسته ميشه

 

وقت رفتن نبايد گريه كني  اينجوري دلم برات تنگ نميشه

ميدونم هر جاي دنيا كه باشم تو دلم عشق تو كم رنگ نميشه

 

اگه خونسرد نگام به دل نگير

دل تو يه روز ازم خسته ميشه

اگه اسمم و فقط صدا كني

راه رفتن واسه من بسته ميشه

 

 

وقت رفتن نميخوام ببينمت ميدونم ببينمت كم ميارم

ميدونم ببينمت كم ميارم اگه يك لحظه فقط نگام كني دلمو پشت سرم جا ميذارم

 

دوستت دارم ای تنها امید...............

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 6:4 بعد از ظهر
  به قلم: زهرا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
خداحافظ ای داغ بردل نشسته...........

خداحافظ ا ي شعر شبهاي روشن....

خداحافظ اي قصه عاشقانه ..............

خداحافظ اي...

+ نوشته شده در  شنبه پنجم آبان 1386ساعت 11:24 بعد از ظهر
  به قلم: زهرا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت...

عید سعید فطر بر همه مسلمانان و دوستای گلم مبارک....

ایشالا همه یه ادم جدید و بدون گناه شده باشید و رمضان پر باری داشته باشید...........

 

امیدوارم با یه حسه خوب با این ماه خداحافظی کرده باشین...

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مهر 1386ساعت 9:40 بعد از ظهر
  به قلم: زهرا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
خیلی تنهام فقط همین

 

دارم دیوونه میشم...................

TinyPic image

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 10:51 بعد از ظهر
  به قلم: زهرا  | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T